رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

نکته های کلاس

1392/11/23 17:47
نویسنده : رومینا
504 بازدید
اشتراک گذاری

سلامممممممممم به دوستان خودم قلبو به رادوین عسلی خودم قلب که می پرستمش . بغل

 

چند رو ز بود که خودم  زیاد  حال و حوصله نداشتم .  احساس  خستگی زیادی میکردم . نمیدونم  احساس میکنم از اتاق تکونی عید بود ابرو زیاد   خودم رو خسته نکردم  کم کم  شروع به تمیز کردن  کردم  ولی    خیلی بی حوصله و خسته بودم  مژه 3 تا اتاق خوابها رو تمیز کردم  با اشپزخونه . فقط پذیرایی مونده که اونم  میزارم اخر سر چشم  هر سال که میگذره میگم دیگه   خدمه  بگیرم  بیاد تمیز کنه  ولی باز دلم طاقت نمیاره  کار ی که خودم انجام بدم به دلم میشینه نیشخند  تو این میانها هم  رادوین   دوست داشت که باهاش بازی کنم قلب  کارم  رو تعطیل میکردم و میرفتم  پیش رادوین  با هم  خمیر بازی میکردم  قلب خیلی حواسم  هست که نکنه بزاره دهنش .  یکی از بازیهامون این هست که   کل اتاق رو ریخت پاش کنیم  و از اون حالت همیشگی که   تر تمیز باشه و همه چیز  باید سر جاش باشه در میاریم بیرون .  کلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی  هیجان دارهنیشخند   خونه سازی  ها رو با هم  تو کل اتاق پخش میکنیم  و  منم  میشم  یه بچه شیطون . خنده    کلاسی که خودم میرم برای  تربیت کودک  میگه که  باید مثل بچه ها موقع بازی باشید  .  بایییییییییییییییییید  بهش احترام بزاریم .  همیشه بهش  شما بگیم  .  که این کار رو من از بچگی  انجام میدادم .   پست قبلی میخواستم  از کلاس بگم که  خیلی  خسته بودم نتونستم  براتون بنویسم . 

   خیییلی از کارگاه مادر و کودک  راضی هستم   قلب از برخود مربی ها  خیلی خوشم میاد  نوع حرف زدن با  بچه ها  و خیلی چیزها برام خیلی مهم بود.  احترام به کودک  در درجه اول  هست تا وقتی  بچه ایی نیاد  کار رو شروع نمیکنیم  این  یعنی احترام .قلب و از همه بهتر اینکه  رادوین وقتی با دوستاش  بازی کنه خیلی  فرق میکنه تا اینکه من از صبح  تا شب  باهاش بازی کنم . اونجا بین بازی مشارکت رو یاد میگیره  ارتباط خوبببببببببببببببببببببببببببببببب  رو یاد میگیره  و خیلی چیزهای دیگه . چشمک عزت نفس و اعتاد به نفس بالایی پیدا میکنه .  .   با مربی اش که حرف زدم گفتم که  میخوام برای راددوین  تو خونموم نمایشگاه بزنم   خییییییییییییلی استقبال  کرد .  چیزهایی  که رادوین  یاد گرفته رو میخوام تو اتاقش بچسبونم   و رادوین  بین همه مهمونها اونا رو  پیدا کنه چون الان نمیتونه کامل حرف بزنه  به فرض خودم اسم گل رو نام ببرم و رادوین اونا رو  نشون بده . همین  خیلی  بهش اعتماد به نفس میده .   مربی ش خیلی از این ایده من خوشش اومده بود چشمک زیاد تو بازی کردن   خیلی به رادوین  تذکر نمیدم   به گفته دکتر هولاکویی  میگه  بزار کودکتان کودکی کنه . مثلا رادوین  عاشق قابلمه هست من هیچ اصراری تمیکنم که بره بازی  فکریش رو بازی کنه چون داره کودکیش رو  میکنه.

 خودم هم  که دوره کلاس تنیسم تموم شد و الان  یه تنیس باز حرفه اییی شدمااااااااااااخنده با دوستم  میخوام برم کلاس زومبااااااااااااااااااااااااخنده رقص با چوب  خیلییییییییییی  با حال هست خنده

 از بازی های رادوین نتونستم عکس بندازم ایشالله پست بعدی .

 

 منظره زیبای   باغ متین جون .  دیروز  با خونواده همه رفتیم ویلاشون  تازه درست کرده بودن و یه سری کار داشتن . که خیلی خوش گذشت.

اینجا رادوین تو گل رفته بود  . کل لباسش گلی شده بود ولی  اون لحظه همه براش دست زدیم و هورااااااااااااااا فرستادیم برای رادوین چون دوست نداشتم  خجالت بکشه و   ممکن بود که برای من هم پیش بیاد که پاهم تو گل برههههههنیشخند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

الهه مامان مبین
24 بهمن 92 1:57
آفرین به رادوین خاله ... میبوسمت عزیزم ..... ایشاا... روزی که اومدیم قزوین همه کارهاتون رو با هم انجام میدیم
رومینا
پاسخ
ایشاللهههههههههههه که زودی برگردی قزوین عزیزم .
مائده(ني ني بوس)
24 بهمن 92 9:31
خسته نباشي ماماني.آفرين به رادوين جون كه انقدر كمكته
رومینا
پاسخ
شکوفه
24 بهمن 92 12:01
سلام عزیزم. آفرین به مامانی و رادوین. بازم ازت تشکر میکنم که نکته هاتو برای ما هم میذاری. میبوسمت دوست گلم.
رومینا
پاسخ
سلااااااااااااااااام دوست خوبم . خواهش میکنم
مامان ساتیار
24 بهمن 92 19:04
مرســــــــــــــــــــــــــــــــــــی عزیزم که این مطالب رو واسه مون مینویسی .. چند تا بوس ابدار هم واسه رادوین جـــــــــــــــــــــــون..
عاطفه مامان ستیا
30 بهمن 92 13:25
خیلی نکته های خوبی بود رومینا جون واقعا استفاده کردم مرسی گلم