نکته های کلاس
سلامممممممممم به دوستان خودم
و به رادوین عسلی خودم
که می پرستمش . 
چند رو ز بود که خودم زیاد حال و حوصله نداشتم . احساس خستگی زیادی میکردم . نمیدونم احساس میکنم از اتاق تکونی عید بود
زیاد خودم رو خسته نکردم کم کم شروع به تمیز کردن کردم ولی خیلی بی حوصله و خسته بودم
3 تا اتاق خوابها رو تمیز کردم با اشپزخونه . فقط پذیرایی مونده که اونم میزارم اخر سر
هر سال که میگذره میگم دیگه خدمه بگیرم بیاد تمیز کنه ولی باز دلم طاقت نمیاره کار ی که خودم انجام بدم به دلم میشینه
تو این میانها هم رادوین دوست داشت که باهاش بازی کنم
کارم رو تعطیل میکردم و میرفتم پیش رادوین با هم خمیر بازی میکردم
خیلی حواسم هست که نکنه بزاره دهنش . یکی از بازیهامون این هست که کل اتاق رو ریخت پاش کنیم و از اون حالت همیشگی که تر تمیز باشه و همه چیز باید سر جاش باشه در میاریم بیرون . کلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی هیجان داره
خونه سازی ها رو با هم تو کل اتاق پخش میکنیم و منم میشم یه بچه شیطون .
کلاسی که خودم میرم برای تربیت کودک میگه که باید مثل بچه ها موقع بازی باشید . بایییییییییییییییییید بهش احترام بزاریم . همیشه بهش شما بگیم . که این کار رو من از بچگی انجام میدادم . پست قبلی میخواستم از کلاس بگم که خیلی خسته بودم نتونستم براتون بنویسم .
خیییلی از کارگاه مادر و کودک راضی هستم
از برخود مربی ها خیلی خوشم میاد نوع حرف زدن با بچه ها و خیلی چیزها برام خیلی مهم بود. احترام به کودک در درجه اول هست تا وقتی بچه ایی نیاد کار رو شروع نمیکنیم این یعنی احترام .
و از همه بهتر اینکه رادوین وقتی با دوستاش بازی کنه خیلی فرق میکنه تا اینکه من از صبح تا شب باهاش بازی کنم . اونجا بین بازی مشارکت رو یاد میگیره ارتباط خوبببببببببببببببببببببببببببببببب رو یاد میگیره و خیلی چیزهای دیگه .
عزت نفس و اعتاد به نفس بالایی پیدا میکنه . . با مربی اش که حرف زدم گفتم که میخوام برای راددوین تو خونموم نمایشگاه بزنم خییییییییییییلی استقبال کرد . چیزهایی که رادوین یاد گرفته رو میخوام تو اتاقش بچسبونم و رادوین بین همه مهمونها اونا رو پیدا کنه چون الان نمیتونه کامل حرف بزنه به فرض خودم اسم گل رو نام ببرم و رادوین اونا رو نشون بده . همین خیلی بهش اعتماد به نفس میده . مربی ش خیلی از این ایده من خوشش اومده بود
زیاد تو بازی کردن خیلی به رادوین تذکر نمیدم به گفته دکتر هولاکویی میگه بزار کودکتان کودکی کنه . مثلا رادوین عاشق قابلمه هست من هیچ اصراری تمیکنم که بره بازی فکریش رو بازی کنه چون داره کودکیش رو میکنه.
خودم هم که دوره کلاس تنیسم تموم شد و الان یه تنیس باز حرفه اییی شدماااااااااااا
با دوستم میخوام برم کلاس زومباااااااااااااااااااااااا
رقص با چوب خیلییییییییییی با حال هست 
از بازی های رادوین نتونستم عکس بندازم ایشالله پست بعدی .

منظره زیبای باغ متین جون . دیروز با خونواده همه رفتیم ویلاشون تازه درست کرده بودن و یه سری کار داشتن . که خیلی خوش گذشت.

اینجا رادوین تو گل رفته بود . کل لباسش گلی شده بود ولی اون لحظه همه براش دست زدیم و هورااااااااااااااا فرستادیم برای رادوین چون دوست نداشتم خجالت بکشه و ممکن بود که برای من هم پیش بیاد که پاهم تو گل برهههههه


نکته های کلاس
